الشيخ علي اكبر النهاوندي

239

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع )

انجام دهد و آن‌چه را از مجراى عادت بيرون و بشر از آوردن مثل آن عاجز بوده ، بدون توسّط احدى به دست انبيا و اوصيا و اوليا عليهم السّلام مكرّر كرده است ، پس او را به مواردى تذكّر مىدهيم كه در عدم مرئى بودن از رقم و سنخ اين دو قصّه است ، چنان‌كه بلاد ، در اين دو قصّه مرئى نيستند تا رفع استبعاد و دفع شبههء او بشود . [ موارد ناديدنى از آثار ] مورد اوّل ؛ ارم ذات العماد است كه مراد بهشت شدّاد معروف در السنه و افواه و همان است كه جمله‌اى از محدّثين ، مفسّرين و مورّخين عامّه و خاصّه ، قصّهء آن‌را كه در قرآن مجيد و فرقان حميد ، ذكر شده ، نقل نموده‌اند و اين‌كه از انظار خلايق مخفى بوده و خواهد بود و با آن‌كه در صحراى يمن واقع است ، و جز يك نفر در عهد معاويه كسى آن‌را نديده . مورد دوّم ؛ سدّ ذى القرنين است كه آن‌هم در قرآن مجيد ، در سورهء كهف ذكر شده كه ذو القرنين ، آن‌را براى جلوگيرى از فساد يأجوج و مأجوج بنا نموده . نيز كيفيّت آن در كتب اخبار و تفاسير و تواريخ فريقين ، به تفصيل مذكور است و با آن‌كه در حدود ارمنيّه و باب الابواب است ، كسى تا به حال او را نديده و به مكانش پى نبرده است ؛ مگر به طفيل صاحب معجزه‌اى چنان‌كه در معجزات حضرت امير عليه السّلام است . مورد سوّم ؛ كهف اصحاب كهف است كه آن و كيفيّتش و اصحابى كه در آن غنوده‌اند ، در قرآن حميد ذكر شده ، ايضا در كتب تواريخ و تفاسير و اخبار عامّه و خاصّه مذكور است و با آن‌كه نظر به آن‌چه از كتب مذكور استفاده مىشود كه در حدود رود ارس است ، مع هذا ، كسى تاكنون بر آن و ساكنينش واقف نشده ، مگر توسّط كسى كه از جانب خداوند منّان صاحب معجزه بوده است ، چنان‌كه در معجزات حضرت امير عليه السّلام مذكور است . مورد چهارم ؛ بلد خود حضرت حجّت - عجّل اللّه فرجه - است ، چنان‌چه علّامه مجلسى رحمه اللّه در مجلّد سماء و العالم ، جامع بحار از كتاب قسمت اقاليم ارض و بلاد آن ،